موضوعي ثبت نشده است
linkdooni جديدترين لينکهاي روزانه
linkdooni درباره وبلاگ


تكليف دولت به رفع تبعيض در مناطق محروم

با تصويب مجلس شوراي اسلامي دولت مكلف شد، در راستاي تحقق اهداف سند چشم انداز و استفاده متوازن از امكانات كشور به نحوي عمل نمايد كه فاصله شاخص برخورداري شهرستان ها در بخش هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي در هر سال برنامه 10 درصد به سطح موردنظر نزديك شود.

به گزارش خانه ملت، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي امروز (3 آذر) درادامه بررسي گزارش كميسيون تلفيق از برنامه پنجم توسعه كه در صحن علني مجلس در دست بررسي است ماده 162 اين لايحه را با 184 راي موافق، 12 راي مخالف و 6 راي ممتنع به تصويب رساندند.

طبق اين مصوبه مجلس، در راستاي تحقق اصل چهل و هشتم (48) قانون اساسي، سياستهاي كلي و جهت حصول به اهداف چشم‌انداز و به منظور استفاده متوازن از امكانات كشور و توزيع عادلانه و رفع تبعيض و ارتقاء سطح مناطق كمتر توسعه يافته و تحقق پيشرفت و عدالت، دولت مكلف است در توزيع منابع عمومي و يارانه سود تسهيلات به نحوي عمل نمايد كه فاصله شاخص برخورداري شهرستانهاي با كمتر از سطح متوسط كشور در پايان برنامه چهارم (در بخش‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، زير بنايي و امنيتي) در هر سال برنامه حداقل ده درصد(10%) به سطح ياد شده نزديك شود.

همچنين طبق اين مصوبه، معادل دو درصد (2%) از اعتبارات بودجه عمومي دولت در قالب بودجه سنواتي در اختيار معاونت نظارت و راهبردي قرار مي‌گيرد تا در راستاي تحقق اهداف فوق توزيع و هزينه شود.


تكليف دولت به رفع تبعيض در مناطق محروم
تكليف دولت به رفع تبعيض در مناطق محروم

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


جشن صابون دانشجويان اسكاتلندي

دانشجويان هر دانشگاهي در سراسر دنيا به شيوه خاصي به تازه واردها خوش آمدگويي مي كنند.

به گزارش سرويس بين الملل برنا به نقل از شينهوا، صدها نفر از دانشجويان دانشگاه سنت اندروز اسكاتلند با شركت در مراسم ساليانه جشن صابون موفقيت خود در ورود به دانشگاه را جشن گرفتند.

در اين مراسم كه سنتي ديرينه براي خوش آمد گويي به دانشجويان جديد الورود به شمار مي رود و در گذشته با آرد و تخم مرغ انجام مي شده، دانشجويان از صابون و كف ويژه اي استفاده مي كنند كه براي خودشان و ساختمان دانشگاه مضر نباشد.

گفتني است دانشگاه اندروز يكي از قديمي ترين دانشگاه هاي انگليس است كه برخي از اعضاي خاندان سلطنتي بريتانيا به طور سنتي تحصيلات عالي خود را در آن سپري مي كنند.

جشن صابون دانشجويان اسكاتلندي
جشن صابون دانشجويان اسكاتلندي

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


سخنان نماينده دولت ابهام آميز است

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي در تذكر آئين نامه اي سخنان حسيني نماينده دولت در مخالفت با پيشنهاد حذف معادل 2 درصد از اعتبارات بودجه عمومي در ماده 162 لايحه برنامه پنجم توسعه را ابهام آميز توصيف كرد.

به گزارش خانه ملت،" الياس نادران " نماينده تهران ،اسلامشهر ،ري و شميرانات در مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني امروز ـ چهارشنبه ـ  پس از آنكه حسيني نماينده دولت در مخالفت با پيشنهاد حذف معادل 2 درصد از اعتبارات بودجه عمومي در ماده 162 لايحه برنامه پنجم توسعه، گفت: نماينده دولت در توضيحات خود مشخص نكرد كه اين 2 درصد كه در ماده 162 آمده در جداول بودجه لحاظ خواهد شد و يا اين 2 درصد جدا شده و در اختيار دولت قرار خواهد گرفت تا در هر جا مصلحت ديد هزينه كند.

علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي هم در پاسخ به اين تذكر، گفت: اين بحث كاملا روشن است و در غالب بودجه عمومي جداول بودجه سنواتي خواهد آمد.

در ماده 162 لايحه برنامه آمده بود: در راستاي تحقق اصل چهل و هشتم (48) قانون اساسي، سياستهاي كلي و جهت حصول به اهداف چشم‌انداز و به منظور استفاده متوازن از امكانات كشور و توزيع عادلانه و رفع تبعيض و ارتقاء سطح مناطق كمتر توسعه يافته و تحقق پيشرفت و عدالت، دولت مكلف است در توزيع منابع عمومي و يارانه سود تسهيلات به نحوي عمل نمايد كه فاصله شاخص برخورداري شهرستانهاي با كمتر از سطح متوسط كشور در پايان برنامه چهارم (در بخش‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، زير بنايي و امنيتي) در هر سال برنامه حداقل ده درصد(10%) به سطح ياد شده نزديك شود.

همچنين طبق اين مصوبه، معادل دو درصد (2%) از اعتبارات بودجه عمومي دولت در قالب بودجه سنواتي در اختيار معاونت نظارت و راهبردي قرار مي‌گيرد تا در راستاي تحقق اهداف فوق توزيع و هزينه شود.


سخنان نماينده دولت ابهام آميز است
سخنان نماينده دولت ابهام آميز است

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


خودروهاي پرخطر ايراني

رئيس پليس راهور گفت: هموطنان در اوج تقاضاي سفر و در جاده هاي شمال كشور بايد حداقل 3 تا 4 برابر مدت عادي را براي رسيدن به مقصد پيش بيني كنند.

به گزارش واحد مركزي خبر، اسكندر مومني در مصاحبه با بخش گفتگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما افزود: بيش از 40 هزار نفر از ماموران پليس در تعطيلات پايان اين هفته كنترل ترافيك و سفرهاي برون شهري را به عهده خواهند داشت.

وي تعداد افرادي را كه عادت به تخلف دارند، كم دانست و گفت:‌ با اين افراد متخلف كه كمتر از 5 درصد هستند، برخورد جدي خواهد شد.

سردار مومني گفت: در مسير تهران- مشهد و اصفهان - شيراز، سيستم هوشمند كنترل ترافيك نصب و باعث كاهش قابل توجه تخلفات شده است.

وي با اشاره به اينكه به ماموران خود حضور در محل هاي حادثه خيز را توصيه كرده ايم، افزود: ميزان سوانح با وجود كاهش آن به ويژه از سال 86 به بعد، همچنان بالاست.

رئيس پليس راهور گفت: بيش از 90 درصد سوانح به علت شتاب و عجله است، بنابراين مديريت سفر در زمان رفت و برگشت از سوي هموطنان در كاهش حوادث بسيار موثر است.

سردار مومني افزود: حدود 10 سال قبل كل خوردوهاي كشور حدود 3 ميليون و 400 هزار دستگاه بود كه اكنون فقط در تهران بيش از اين تعداد خودرو وجود دارد.

وي با اشاره به افزايش آلودگي هوا افزود: سخت گيري درباره معاينه فني خودروها به نفع مردم و سلامتي آنان است.

سردار مومني درباره ايمني خودروهاي توليدي گفت:‌ مواردي كه قرار بود خودروسازان تا پايان سال 89 و 90 اجرا كنند، تا 85 درصد اجرايي شده است و پليس نيز درباره ايمني خودروها هيچگونه مماشاتي نخواهد داشت.

وي گفت: خودروي پرايد و وانت نيسان بسيار پر خطرند و بايد براي آنها در آينده جايگزيني پيدا شود، زيرا توليد آن به نفع كشور نيست.

مومني با اشاره به طرح هدفمند كردن يارانه ها گفت: اين طرح آثار بسيار مثبتي دارد و پليس راهور در بحث روان سازي ترافيك و نظارت بر حمل و نقل عمومي نقش خود را ايفا مي كند.

وي گفت: قوانين كنوني راهنمايي و رانندگي كه از 40 سال پيش تاكنون اعمال مي شود، بازدارندگي مناسبي ندارد و با آن نمي توان وضعيت كنوني را كنترل كرد.

سردار مومني با بيان اينكه‌ قانون جديد راهنمايي و رانندگي بازدارندگي لازم را خواهد داشت، افزود: قانون جديد راهنمايي و رانندگي عبور و مرور را تسهيل مي كند.

رئيس پليس راهور درباره طرح گواهينامه هوشمند گفت: در حال حاضر‌ كل گواهينامه ها در كشور به صورت هوشمند صادر مي شود و در مرحله بعد به دنبال تعويض گواهينامه هاي قبلي خواهيم بود.

سردار مومني افزود: تاكنون حدود 500 هزار گواهينامه هوشمند صادر شده است.

خودروهاي پرخطر ايراني
خودروهاي پرخطر ايراني

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


عكس: هري‌پاتر مرد!

هر روزه صدها نفر از گردشگران به سر اين قبر مي‌آيند و در كنار سنگ مزارش عكس مي‌گيرند.

به گزارش شبكه ايران به نقل از سايت ايزي‌دستي‌نيشن، قبر يك سرباز انگليسي به‌خاطر تشابه اسمش با هري‌پاتر؛ قهرمان داستان‌هاي رولينگ مورد توجه بسياري از گردشگران قرار گرفته است.

نكته جالب اينكه، هيچ ارتباطي بين اين سرباز و هري‌پاتر مجموعه داستان‌هاي "جي.كي.رولينگ" وجود ندارد. با اين حال هر روز صدها نفر از گردشگران به سر قبر اين سرباز مي‌آيند و خود را با گرفتن عكس يادگاري مشغول مي‌كنند.




آنگونه كه عنوان شده، اين قبر سرباز بريتانيايي كه در سال 1939 كشته شده، پنج سال پيش مورد توجه مردم قرار گرفته است. حتي شهرداري اين محل نيز آن را در ليست جاذبه‌هاي توريسي قرار داده است.

لازم به ذكر است "دانيل رادكليف" كه نقش «هري پاتر» را از نوجواني در مجموعه فيلم‌هاي برگرفته از مجموعه رمان رولينگ بازي كرده، به تازگي ضمن اعلام خستگي از نقش‌آفريني چندين ساله در اين فيلم، به علاقه‌مندان اين پسر جادوگر اطمينان داد كه قسمت ديگري از اين مجموعه در كار نخواهد بود.

همچنين مجموعه سينمايي "هري پاتر" كه هم‌اكنون قسمت آخر را روي پرده دارد، با فروش جهاني ‌٥ ميليارد و ‌٤١٧ ميليون دلار پرفروش‌ترين مجموعه فيلم‌ تاريخ سينماي جهان است و در جايگاهي بالاتر از «جيمز باند» قرار دارد. علاوه بر اين، بخش پاياني اين فيلم نيز با استقبال درخور توجه مخاطبان رو‌به رو شده است.

"هري پاتر" نام مجموعه رمان‌هاي فانتزي است كه به وسيله "جي.كي.رولينگ" نوشته شده‌ و در آن ماجراهاي جادوگر نوجواني به نام هري‌پاتر به همراه دوستانش رون ويزلي و هرميون گرنجر مورد پرداخت قرار گرفته است.




"هري پاتر و سنگ جادو"، "هري پاتر و تالار اسرار "، "هري پاتر و زنداني آزكابان"، "هري پاتر و جام آتش"، "هري پاتر و محفل ققنوس"، "هري پاتر و شاهزاده دورگه" ،"هري پاتر و يادگاران مرگ" عنوان كتاب‌هاي اين مجموعه رمان محسوب مي‌شوند.

عكس: هري‌پاتر مرد!
عكس: هري‌پاتر مرد!

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


3 مدال طلا در انتظار كشتي‌ آزاد ايران

در وزن 66 كيلوگرم مهدي تقوي در ديدار نيمه نهايي در دو تايم متوالي و با نتايج مشابه 2 بر صفر برابر ايختيور نوروزاف از ازبكستان به پيروزي رسيد و به فينال راه يافت.

فارس: وي پيش‌تر و در اولين ديدار خود به مصاف اسپريدونوف از قزاقستان رفته بود كه توانست اين كشتي گير را 2 بر يك شكست دهد. تقوي در دومين ديدار نيز شانگ شنگده از چين را پشت سر گذاشته بود.

در ديدار نيمه نهايي وزن 74 كيلو صادق گودرزي مقابل لي يونسئوك از كره قرار گرفت و حريف را در دو تايم از پيش رو برداشت. گودرزي تايم اول را 9 بر 2 و تايم دوم را 3 بر صفر پشت سر گذاشت تا دومين فيناليست كشتي آزاد ايران در روز دوم رقابت ها باشد.
گودرزي در اولين ديدار خود فاهريانسياه از اندونزي را برد و در دومين ديدار نيز توانست حريف دژاكيپبكوف قرقيزستاني را شكست دهد.

در وزن 84 كيلوگرم و در ديدار نيمه نهايي جمال ميرزايي مقابل يرمك بايدواشوف از قزاقستان قرار گرفت و توانست اين حريف را در دو تايم متوالي شكست داده و راهي فينال شود. ميرزايي اين حريف را در تايم اول 5 بر صفر و در تايم دوم يك بر صفر پشت سر گذاشت.
وي در دور اول به مصاف بيكدورديف از تركمنستان رفت و برابر او به برتري رسيد. ميرزايي در دور دوم با محمد الخياط از سوريه مسابقه داد و اين كشتي گير را نيز مغلوب كرد.

ديدار فينال اين سه وزن ظهر امروز برگزار مي شود كه مهدي تقوي با تاتسوهيرو يونميتسو از ژاپن، صادق گودرزي با كازويوكي ناگاشيما از ژاپن و جمال ميرزايي با جوئسونگ از كره مسابقه خواهند داد.

3 مدال طلا در انتظار كشتي‌ آزاد ايران
3 مدال طلا در انتظار كشتي‌ آزاد ايران

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


غيبت در شأن مجلس نيست

" محمد تقي رهبر" عضو فراكسيون روحانيان مجلس شوراي اسلامي درباره موضوع غيبت برخي از نمايندگان در طول هفته‌هاي گذشته كه موجب به حد نصاب نرسيدن تعداد نماينده‌هاي حاضر در مجلس براي ادامه كار شده بود، با اعلام اين مطلب گفت: نبودن نماينده‌ها در مجلس خارج از دو حالت نيست؛ يا مرخصي دارند يا غايبند.

به گزارش خانه ملت،نماينده اصفهان در ادامه به روزنامه «نسل فردا» اصفهان گفت: البته نمي‌شود گفت كه همه اين افراد مرخصي هستند. بعضي در ماموريت هستند و بعضي ديگر در خارج از مجلس در بعضي مجامع مختلف به عنوان نماينده مجلس حضور دارند.

رهبر در ادامه تاكيد كرد: بايد اين را براي مردم توضيح دهيم كه گاهي نماينده‌اي براي شهرستان ديگر يا خارج از كشور ماموريت دارد يا اينكه اگر رئيس‌جمهور به استاني سفر كند همه مجمع نمايندگان آن استان نيز به حوزه‌هاي خود مي‌روند. حالا اگر فرض بگيريم كه از تعداد غايبان مجلس، حدود 70 تا 80 نفر عذر موجه داشته باشند، بقيه نمايندگان كجا هستند؟

نماينده مردم اصفهان يادآور شد: اين امر مورد اعتراض است و ما اين اعتراض را هم در مجلس مكرر گفته‌ايم. خدمت مقام معظم رهبري هم كه بوديم ايشان گفتند كه ما از ديدن صندلي‌هاي خالي خجالت زده مي‌شويم. مقام معظم رهبري هم هميشه در ديدارهايشان با نمايندگان اين موضوع را گوشزد كرده‌اند.

وي درباره تصويب مشوق‌هاي مالي براي صرفه‌جويي در مصرف سوخت از سوي وزارت‌هاي نيرو، نفت و بازرگاني نيز گفت: اين موضوع مربوط به مصوبه‌اي بود كه شامل بيش از 80 ماده مي‌شد و حدود يك ماه پيش به مجلس ارائه شد. موضوع اين مصوبه نيز درباره مصرف انرژي است كه همه وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي را نسبت به صرفه‌جويي انرژي موظف مي‌كند تا درباره اينكه دستگاه‌هاي وارداتي مورد نياز آنها از نوع كم مصرف باشند اقدامي انجام دهند.

رهبر در ادامه خاطرنشان كرد: متأسفانه كشور ما از نظر مصرف كردن انرژي از نوع كشورهاي بي‌ضابطه است.


غيبت در شأن مجلس نيست
غيبت در شأن مجلس نيست

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


منزلت جانشينان پيامبر اسلام در قصص قرآن

چكيده:
معرفت به امامت و مرجعيت ديني اهل بيت عصمت و طهارت ، و التزام به آن ، تنها راه اساسي وحدت امت اسلام در راه رسيدن به عزت وكرامت الهي است. قصص قرآن منبع ويژه تبيين ارزشهاي الهي ،ازجمله ، منزلت جانشينان پيامبر اسلام است كه، به عنوان امام امت اسلام، سر نوشت امت را در دنيا و آخرت رقم مي زند.

كليد واژه ها: منزلت، جانشين، پيامبر، اسلام، قصص، قرآن.

مقدمه اي پيرامون جايگاه جانشين أنبياء: قرآن كريم، در آيات متعددي ،ضرورت ايمان به انبياء الهي را همچون ايمان به نبوت پيامبر اسلام تاكيد مي كند:

"والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك..."(بقره/4)
در آيه اي ديگر، ضرورت ايمان را به پيامبر اسلام ،تسري مي دهد:
"آمن الرسول بما أنزل إليه من ربه، والمؤمنون كل آمن بالله و ملائكه وكتبه ورسله لا نفرق بين أحد من رسله..."(بقره/286)
و دليل آن را عدم فرق ميان انبياء ذكر مي كند.
عدم فرق، گاه از جهت محتواي دين وگاه از جهت شخص انبياء است.

ازجهت محتوي، اصول اعتقادات ، مشترك ميان تمام نبوت هاي الهي است چراكه إخبار از شئونات واقعيت هاي ثابت هستي متعلق ايمان ديني است؛ مانند : ذات مقدس الهي ، ملائكه، وحي ونبوت أنبياء، عالم برزخ، قيامت ، بهشت و جهنم، و...؛ و تفاوت، معني ندارد مگر در إجمال وتفصيل تبيين حقايق ، كه طبعا ، دين لاحق ، ممكن است در مواردي ، تفصيل بيشتري، نسبت به دين سابق داشته باشد .

پس دين لاحق ،خصوصا قرآن كريم، همه ا صول اعتقادي دين سابق را در بر دارد : (رك.فخر رازي،27/156-157؛زمخشري،4/ 215؛مكارم،4/400)
"و أنزلنا إليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الكتاب و مهيمنا عليه، فاحكم بينهم بما أنزل الله..." (مائده/48)

از جمله اصول إعتقادي اديان ،ايمان به جانشين انبياء اولوا العزم و انبياء تابع است كه بعنوان نبي وصي وادامه دهنده راه پيامبر خدا انجام وظيفه مي كردند و آنان نيز همچون نبي سابق ، از مقام عصمت و نبوت برخور دار بودند و طبعا، منصبشان از جانب خداي عالم، إفاضه شده بود:
" ثم أرسلنا رسلنا تتري..." (مؤمنون/44)

در اين ميان كه ، نبوت پيامبر اسلام (ص)، ختم نبوت الهي است؛ اختلاف شده است كه، پس از ختم نبوت ، موضوع نصب الهي جانشيني مقام نبوت درامت خاتم الأنبياء (ص)، جريان دارد يا خير؛
منكران، ختم نبوت را يكي از دلائل عمده خويش، در نفي نصب الهي جانشين پيامبر خاتم (ص) معرفي مي كنند.

لازمه اين سخن اين است كه نقش عمده انبياء الهي، آوردن شريعت الهي است ؛ و در امر ختم نبوت ، موضوع منتفي است.

حال آنكه، از أنبياء سابق صرفا 4 نبي ، اولوا العزم و آورنده شريعت بودند:
"شرع لكم من الدين ما وصي به نوحا، والذي أوحينا إليك، و ما وصينا به إبراهيم و موسي و عيسي، أن أقيمواالدين ولا تتفرقوا فيه..." (شوري/13)
وليكن 124000 نبي تابع، صاحب شريعت جديد نبودند(سيوطي،2/746 ؛طباطبايي،2/144مكارم،4/215) و عمده رسالتشان، استمرار تحقق ارزشهاي دين نبي اولوا العزم در جامعه ديني، و گسترش آن در محيط غير ديني بود.

اين معني نشان مي دهد:
أولا، استمرار نصب اولياء معصوم الهي در امامت جامعه و إرائه الگوي ديني، و حضور درجامعه بشري، هزاران برابر بيش از آوردن أصل نبوت ، ضرورت دارد!
ثانيا، اين ضرورت در امت سيد الانبياء(ص) و به جهت تحقق سيد الكتب و دين جامع و كامل اولويت قطعي خواهد داشت.

از طرفي، هركس در قيامت با امامش محشور خواهد شد:
"يوم ندعوا كل أناس بإمامهم..."(إسراء/71)
پس امر امامت ، امري اساسي و سرنوشت ساز است.
از روايت معروف و متفق امامت درميان فريقين:
"من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة الجاهلية" (تفتازاني،2/273؛ حويزي،3/194؛متقي هندي،1/103 )

نيز، معلوم مي شود: امامت ، مسئله اي كلامي همچون نبوت است وجزء اصول اعتقادات است و امر فرعي فقهي نيست؛(شهرستاني،1/21)؛ چراكه مرگ جاهلي صرفا به عدم عرفان به امامت مقيد شده است قبل از آنكه التزام به فرامين امام مطرح باشد همانگونه كه اعتقاد به توحيد ونبوت قبل از التزام به فرامين خداوند و رسول خدا، خود موضوع تدين الهي مي باشد.
ابو حاتم بن حبان بستي (م354) ، عالم برجسته اهل سنت ، بدين دلالت روايت، إذعان دارد : (بن حبان،10/434).

حال، براي تبيين بيشتر مبحث امامت ، از قصص قرآن، مدد مي گيريم تا مزيد عرفان وايمان حاصل آيد:

1- ضرورت انتصاب در جانشين پيامبر اسلام(ص)
در كتاب كمال الدين شيخ صدوق در انتصابي بودن امامت، تفسيري لطيف از امام زمان(عج الله تعالي فرجه)، با استفاده از سه آيه از قرآن (اعراف/154 ،بقره/55، نساء/153) در سيره موسي(عليه السلام) مطرح شده است : (شيخ صدوق ،2 /202-203):
"سعدبن عبدالله قمي از امام(عليه السلام)، مي پرسد: پس اي مولا من ،به من خبردهيد از علتي كه مردم را از گزينش امام براي خود، منع ميكند؟ ؛ حضرت فرمود: امام مصلح يا مفسد؟ ؛ گفتم : مصلح ؛ فرمود: پس آيا امكان دارد كه اختيار آنان بر شخص مفسد قرار گيرد، با اين توجه كه، كسي از انچه به ذهن كسي از صلاح وفساد، خطور كند ، اگاهي ندارد؟؛ گفتم : اري (امكان دارد) ، فرمود: پس علت همان است(كه ذكر شد)، حال، برايت ان را به صورت استدلالي برهاني ايراد مي كنم تا عقلت بدان تسليم شود: به من خبر ده از رسولاني كه خداوند انان را به خلوص وصفاي باطن برگزيده است و بر انان كتاب نازل كرده است و با عصمت مؤيد نموده است؛ چرا كه انان برترين و اگاه ترين امتها هستند. و (حال آيا) راهيافته ترين از انبياء به بر گزيدن و اختيار نمودن ، همچون موسي و عيسي ، ايا امكان دارد اينان با وجود وفور عقلشان و كمال علمشان، وقتي به انتخاب كسي، اقدام كنند، گزينششان بر منافق واقع شود در حاليكه ان دو گمان مي كنند كه او مؤمن است؟ ؛ گفتم : نه ؛ پس حضرت فرمود : اين موساي كليم الله است كه با وجود وفور عقلش و كمال علمش و نزول وحي بر او ، از بزرگان قومش و از چهره هاي بزرگ لشكرش براي ميقات پروردگارش، هفتاد مرد را برگزيد از كساني كه در ايمان و اخلاصشان ترديدي نبود؛ با اين وجود( در عمل ) اختيارش بر منافقين واقع شد؛ چرا كه خداوند فرموده است:
" واختار موسي قومه سبعين رجلا لميقاتنا فلما اخذتهم الرجفة..." (اعراف/155) ،
و "و إذ قلتم لن نؤمن لك حتي نري الله جهرة، فأخذتكم الصاعقة و أنتم تنظرون"(بقره/55)؛
و " يسئلك اهل الكتاب... فقد سألوا موسي اكبر من ذلك فقالوا ارنا الله جهرة فأخذتهم الصاعقة بظلمهم..."(نساء/153)
پس همينكه اختيار كسي را كه خداوند اورا به نبوت برگزيده است واقع بر افسد نه اصلح يافتيم، در حاليكه او گمان دارد كه ان فرد اصلح است نه افسد! ؛ يقين مي كنيم كه حق اختيار امام بر احدي سزاوار نيست، مگر بر كسي (خدايي ) كه اگاه است به انچه كه سينه ها ان را پنهان مي دارند و باطنها ان را در بر مي گيرند و درونها متكي بر ان اقدام مي كنند؛ و (يقين مي كنيم) كه هيچ ارزش و اعتباري براي رأي و اختيار مهاجرين و انصار نيست، بعد از انكه اختيار انبياء بر مرتكبان فساد واقع شد ، در حاليكه اهل صلاح را اراده كرده بودند".
فعل"اختار" با دو مفعول صريح، از باب تضمين، مفهوم" جعل" را نيز در بر دارد؛ بدين معني كه اين 70 نفر چنان گزينش شده اند كه گويا خلاصه تمام جامعه مي باشند .
نسبت ظلم و تحقق عذاب هلاكت، حكايت از جرم سنگين انان دارد و نفاق انان را شهادت مي دهد.
بايد توجه داشت كه: مورد روايت، اولا؛ ناظر به كيفيت گزينش جانشينان پيامبر(صل الله عليه و آله) است ؛ نه بحث از نيابت عامه فقهاء و ولايت فقيه در دوره غيبت امام زمان ، كه گزينش آن ها از طريق خبرگان ديني صورت مي گيرد. ثانيا؛ در صدد پاسخ به كساني است كه جريان سقيفه را اجماع امت مي دانند و ان را مصون از خطاء قلمداد مي كنند(فخر رازي10/144) و براي ان دليل روايي ادعاء مي كنند:
" ان امتي لا تجتمع علي ضلالة" (ابن ماجه،893).
با صرف نظر از اعتراف به ضعف همه طرق سند، در ذيل روايت مذكور (همو ،همان)، انجا كه انتخاب پيامبر خدا با وجود عصمت، برمنافق قرار گيرد،حال جمع غير معصوم، قطعا اضعف است و برتر از آن نخواهد بود.
لازم به تذكر است : علم معصوم به باطن افراد و امور غيبي، به إذن خدا است:
"... و لا يحيطون بشيء من علمه الا بما شاء..." (بقره/255) ،
"ولو نشاء لاريناكهم فلعرفتهم بسيماهم و لتعرفنهم في لحن القول..." (محمد/30)
لذا، گرچه اين إذن اكثرا جاري است:
"عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احدا الا من ارتضي من رسول..." (جن/26-27) ،
"... فسيري الله عملكم و رسوله و المؤمنون..." (توبه/105) ،
و ليكن ، هر وقت، حكمت الهي اقتضاء كند، بر باطن امور، حجاب الهي كشيده مي شود و راه علم ، مسدود مي گردد ؛ چنانكه اين حجاب، ابتداء، در مورد حضرت يعقوب، نسبت به وضعيت يوسف(عليه السلام)، و حضرت ابراهيم و لوط(عليه السلام) و مريم (عليها السلام)، نسبت به شناخت ملائكه ، پديد امد و سپس حجاب الهي كنار رفت: در مورد اول، بيش از 20 سال طول كشيد!: (يوسف/94)
و در3 مورد اخير، پس از زماني كوتاه، علم به باطن محقق شد: (هود/70و80 ، مريم/18).
حال اگر كسي قائل به امكان خطاء در انتخاب جانشين پيامبر(صل الله عليه و آله) باشد وليكن اين انتخاب را امري مشروع ، بلكه ضروري بداند: (تفتازاني، 2/272-273) ؛ سيره حضرت طالوت(عليه السلام) ؛ حجتي قاطع بر رد اين نظر اوست:
2- الگوي انتصاب در سيره حضرت طالوت(عليه السلام)
تاريخ بني اسرائيل با فراز و نشيبهاي فراوان همراه است: در زمان سموئيل نبي(عليه السلام)، چند صد سال بعداز موسي(عليه السلام)، بعلت ضعف وسستي مجدد بني اسرائيل ، سرزمين ارض مقدس، در تصاحب مشركان قرار گرفت و زنان و كودكانشان به اسارت رفتند:
"و قد اخرجنا من ديارنا و ابناءنا..."(بقره/246)
2/1:انتصاب طالوت (عليه السلام) و اعتراض جامعه
در اين شرائط ، جامعه نياز به رهبري توانمند داشت تا با بسيج نيرو و رهبري انان ، سرزمين و خانواده هاي به اسارت رفته را باز پس گيرد؛ به جهت كهولت سن و ناتواني جسمي پيامبر خدا ، از او معرفي فردي شايسته رهبري سياسي نظامي جامعه را تقاضا نمودند؛ ليكن با اين تخيل همرا ه بودند كه تعيين رهبري حق جامعه است كه از باب رعايت حرمت پيامبرشان ، به او واگذار كرده اند؛ انتظار جامعه،گزينش فردي از ميان افراد با تشخصات قبيلگي و مكنت اقتصادي بود ؛ لذا با معرفي طالوت ، كه فاقد اين ويژگي ها بود ، سخت برآشفتند و به پيامبر خدا اعتراض كردند :
" و قال لهم نبيهم إن الله قد بعث لكم طالوت ملكا ؛ قالوا أني يكون له الملك علينا و نحن أحق بالملك منه ولم يؤت سعة من المال..."
اسناد صريح گزينش به خداي عالم و تاكيد بر آن ( با جمله اسميه و تعبير" ان" و "قد") نشان مي دهد ، امر گزينش جانشين پيامبر خدا ، به خدا مربوط است و پيامبر صاحب عصمت الهي هم ، حق رأي ندارد ، تا چه رسد به جامعه غير معصوم كه فراوان در معرض خطا و اشتباه قرار دارد؛ با اين حال، جامعه ، بدون توجه به اين نكته در كلام پيامبر خدا ، با خيال حق راي، و روحيه دنيا طلبانه بر اساس ملاك هاي جاهلي اشان ، برمخالفتشان تاكيد نمودند ؛ با كمال تعجب ، اين تخيل و ملاكها و اعتراض پيروان پيامبر خدا (سموئيل نبي) در گزينش جانشين پيامبر خدا ، مشابه تخيل و ملاك ها و اعتراض مشركان ، در امر پيامبري است!:
" و قالوا لولا نزل هذا القرآن علي رجل من القريتين عظيم " ( زخرف/31 )
پاسخ الهي قاطع وعبرت اموز است :
ايا انان رحمت پرودگار را تقسيم مي كنند ؟! ؛ حال انكه ، تقسيم روزي دنيا هم به دست خداست تا چه رسد به روزي معنوي كه امر عظيم تري است!:(زخرف/32):
" اهم يقسمون رحمت ربك ونحن قسمنا معيشتهم بينهم في الحيوة الدنيا "
2/2: ويژگي هاي طالوت (عليه السلام)
در اينجا نيز ، پيامبر خدا با تاكيد مجدد پاسخ مي دهد:
"قال إن الله اصطفيه عليكم و زاده بسطة في العلم والجسم والله يؤتي ملكه من يشاء والله واسع عليم"(بقره/247)
اولا؛ انتصاب جانشين پيامبر خدا ، به حكم خداست.
و ثانيا ؛ جانشين پيامبر، چهار ملاك وجودي دارد:

1- از صافي الهي گذر كرده و داراي عصمت است:"...اصطفيه"
2- در عصمت برترين است:"اصطفيه عليكم"
3- در علم به دين و دنيا برترين است:"و زاده بسطة في العلم"
4- در قدرت جسمي نيز برترين است!:"... و الجسم"
وثالثا؛ با سه نشان الهي همراه است: :
"و قال نبيهم ان آية ملكه أن يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربكم و بقية مما ترك آل موسي وآل هارون تحمله الملائكه..." (بقره/248)
1- داراي معجزه است: " ان آية ملكه..."
2- صاحب آثار نبوت است: " وبقية مما ترك آل موسي وآل هارون"
3- با ملائكه مرتبط است:"...تحمله الملائكه..."
"اصطفاء" در كاربرد قران صرفا نظر به مقام اخلاص و عصمت الهي دارد؛ و در موارد متعدي به "علي"،بر گزيدگي و برتري بر ديگران را نيز، افاده مي كند كه با احراز سمت و منصب الهي همراه است:
"الله يصطفي من الملائكة رسلا و من الناس"(حج/75)
"إن الله اصطفي آدم و نوحا و آل ابراهيم و آ ل عمران علي العالمين" (ال عمران/33)
"وإنهم عندنا لمن المصطفين الأخيار"(ص/47)
"يا مريم إن الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك علي نساء العالمين"(ال عمران/42)
ذكر دو اصطفاء براي حضرت مريم (عليها السلام)، نيز، گوياست كه اولي، خصوصا به همراه تعبير"طهرك" خبر از عصمت حضرت مي دهد؛ و دومي، بيانگر برگزيدگي اين معصومه، بعنوان سرور بانوان امت اولين و يا امت بني اسرائيل مي باشد : (طبرسي،1-2/555؛ طباطبايي، 3/164 ).
"العلم" ، علاوه بر علم به اداره امور سياسي اجتماعي كه مورد درخواست جامعه بني اسرائيل است ؛ به دليل امر" اصطفاء"،" و ارائه معجزه ، خصوصا ، در قالب بازگشت آثار نبوت به عنوان معجزه حكومت" ، " ارتباط با ملائكه " و...، به روشني ، علم به همه امور ديني را به عنوان جانشيني پيامبر خدا ، در بر مي گيرد.
در علم كلام نيز ، بر اين معني ، محققين اماميه واهل سنت ، تاكيد مي ورزند :
تفتازاني مي گويد :
"الامامة رياسة عامة في امر الدين و الدنيا خلافة عن النبي عليه الصلاة و السلام": (تفتازاني،ج 2 ص272 )
ابن خلدون نيز در مقدمه اش چنين تعريف مي كند: (بن خلدون، 365) :
"انها خلافة الرسول في اقامة الدين و سياسة الدنيا"
علامه حلي نيز چنين مي گويد :
" الامام هو الانسان الذي له الرياسة في امور الدين و الدنيا بالاصالة في دار التكليف": (علامه حلي ،22)
"...والجسم"، برتري در قدرت بدني ، ويژگي عجيبي است كه ، صرف نظر از انتصابي بودن ، راه شناخت جانشين پيامبر را بر همه ، خصوصا عموم مردم، اسان وهموار مي نمايد:
شاخص برتري درعصمت و معنويت ، و علم و معرفت، معيار خفي است كه در هرزمان براي عموم ، قابل شناسايي نيست ؛ ليكن توانمندي بدني ويژه، و اينكه پهلواني است كه حريف ندارد و كسي را ياراي هماوردي با او نيست!، بسيار جذاب و دائما ، بصيرت بخش است.
تاكيد بر خصوصيت اعجاز وعدم تاكيد بر اختصاصي بودن اعجاز درتعبير "إن آية ملكه..." ، به جاي امثال تعبير "إن لملكه آية..." ، نشان مي دهد: ضرورت إرائه معجزه ، اختصاص به حكومت وجانشيني طالوت (عليه السلام) ندارد، بلكه شاخصي دائمي است كه براي جانشين هر پيامبري مطرح است، خصوصا در مواردي كه امر حكومت نيز در ميان باشد؛ از اين رو ، به نحو عادي از اعجاز جانشيني سخن مي گويد و ليكن در بيان خصوصيت اعجاز ، حساسيت به خرج مي دهد.
2/3 : اعجاز در سيره جانشين انبياء
در سيره حضرت داوود (عليه السلام) و سليمان (عليه السلام)، نيز كه موضوع حكومت در ميان است، قرآن كريم به صراحت از آيت جانشيني خبر مي دهد.
" و داوود و سليمان اذ يحكمان في الحرث ... ففهمناها سليمان و كلا آتينا حكما و علما..."(انبياء/79)
"قال يا ايها الملؤا ايكم يأتيني بعرشها...قال الذي عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل أن يرتد إليك طرفك..."(نمل/40)
"إذ ارسلنا إليهم إثنين فكذبوهما فعززنا بثالث..."(يس/14)
در آيه أول ، با وجود اينكه داوود(عليه السلام) وسليمان(عليه السلام)، هر دو، داراي علم وحكمت الهي بودند (لذا حكم هردو صحيح بود)، و پيامبر و حاكم زمان حضرت داوود بود نه سليمان(عليه السلام) ، با كمال تعجب، خداوند حكم احسن در قضاوت را به سليمان (عليه السلام) تفهيم مي كند (زمخشري،3/129) ؛ غرض از اين فعل عجيب خداي حكيم چيست؟ ؛ جز انكه عملا به جامعه نشان دهد كه:
اولا ؛ سليمان (عليه السلام) از منزلت ملكوتي مشابه داوود (عليه السلام) برخوردار است وسزاوار جانشيني حضرت است .
ثانيا ؛ امر جانشيني و حكمت ان، همه از جانب خداست و پيامبر خدا در ان نقشي ندارد ؛ والا حكم احسن را مي بايست داوود(عليه السلام) ارائه دهد نه فرزندش سليمان(عليه السلام).
در حديثي از امام صادق(عليه السلام) نيز آمده است:حضرت داوود با پذيرش حكم سليمان (عليه السلام) ،مي خواست به بني اسرائيل بشناساند كه وصي و جانشين بعد از او حضرت سليمان است(حويزي،3/443).
آيه دوم، ناظر به معرفي جانشين حضرت سليمان است كه به اعجاز، در كمتراز پلك زدني، تخت ملكه سبأ را حاضر كرد.
اين معني در قدرت حضرت بود ؛ اگر غرض، صرفا، قدرت نمايي دنيوي در مقابل ملكه سبأ بود ، عملكرد عفريت جني كفايت مي كرد كه بنا داشت در كمتر از وقت اتمام جلسه حضرت، تخت را حاضر كند(نمل/39) ؛ واگر بناي قدرت نمايي ملكوتي داشت ، خود ان اعجاز را ارائه مي داد ؛ پس چه دليلي داشت كه انرا از بزرگان مملكت درخواست نمود ؟! ؛ جز انكه حضرت دوجهت را در امر اعجاز آصف بن برخيا در نظر داشت:
1- إرائه قدرت ملكوتي به ملكه سبأ
2- معرفي جانشين بعد از خويش
چرا كه اين منصب، مدعياني داشت و حضرت براي معرفي جانشين خود ، با استفاده از جريان تخت ملكه سبأ، زمينه را براي قدرت نمايي ملكوتي جانشين خود ، فراهم نمود تا پس از او، كسي به مخالفت با جانشينش بر نخيزد ؛ خصوصا با ادعاي قدرت نمايي عفريت جني"قال عفريت من الجن : أنا آتيك به قبل أن تقوم من مقامك"(نمل/39)، معلوم مي شود: شخصيت ملكوتي حضرت آصف بن برخيا(طبرسي،7-8/289)، به عمد وخباثت ويا به جهل و سفاهت، مورد إنكار و غفلت بود ؛ وإلا با علم به حضور ايشان و معرفت به منزلتش، ديگر چه جاي ادعاء و قدرت نمايي عفريت جني و ديگران است.
عدم پاسخ حضرت سليمان به سخن عفريت و بي إعتنايي به او، به إشاره، نكوهش حضرت به مخاطب را إفاده مي كند؛ بدين معني كه، چرا مقصود حضرت را كه إرائه اعجاز بوده است در نيافته است؟
قدرت عفريت جني همچون قدرت هاي ديگر جن اعم از غواصي از دريا، وساخت قصر افسانه اي ، نقاشي ،مجسمه سازي و ... (ص/37، انبياء/82 ، نمل/44،سبأ/13 )، امري مادي است وربطي به منزلت ملكوتي ندارد ؛ لذا مورد اعتناي حضرت قرار نگرفت.
زمخشري مي گويد عدم پاسخ به عفريت جني، بدان جهت بود كه قدرت نمايي را سريعتر از آن مي طلبيد (زمخشري،3/ 367) ؛ اعجاز حضرت آصف ، ورضايت خاطر و تأييد حضرت سليمان، خود گواه مقصود سليمان(ع) از سرعت بيشتر در إحضار تخت ملكه بود.
ظهور تعبير "يا أيها الملأ..." و " قال الذي عنده علم من الكتاب" درمقابل تعبير " قال عفريت من الجن..." ، نشان مي دهد : بر خلاف ادعاي بعضي(رك.همو،همان) آورنده تخت ، نه فرشته بلكه، انساني از بزرگان مملكت سليماني بود.
چرا كه اولا، ملك به عنوان بزرگان مملكت كه با مردم سرو كار دارند ، معني ندارد(طباطبايي،7/16-17)
و ثانيا، در قرآن، بزرگان به عنوان" جن وإنس و پرندگان" معرفي شده اند:" و حشر لسليمان جنوده من الجن و الإنس و الطير فهم يوزعون" (نمل/17)
آيه سوم ، ناظر به مسافرت تبليغي دو تن از حواريين به شهر انطاكيه است:
دعوت ديني اين دو عالم رباني ، با انكار وتكذيب مردم مواجه شد ، ليكن با آمدن فرد سوم عزت الهي يافتند ؛ اين فرد با توجه به روايات و تفسير محققين شيعه و اهل سنت حضرت شمعون صفا، وصي حضرت عيسي است كه به كمك حواريون شتافته است(زمخشري،4/8، فخر رازي26 /51).
عزت در اسناد به خداوند "فعززنا بثالث" ناظر به اقتدار الهي است كه بر هر مانعي غالب است و شكست ناپذير؛ و اين همان قدرت اعجاز است كه از سومي جانشين حضرت ، شمعون صفا ، تجلي كرده ، امر دعوت را تقويت نموده است؛ بر خلاف نظربعضي از مفسران همچون زمخشري و فخر رازي ، كه اعجاز را به استناد روايات وارده به ان دو حواري نسبت مي دهند (همو،همان).
حال انكه اولا؛ ظهور ايه در اسناد عزت به واسطه فرد سوم است نه ان دو؛ ثانيا ؛همراهي قدرت اعجاز با ان دو، حجت را بنحو ابلغ تمام مي كرد وپشتوانه قوي الهي بود و ديگر چه نيازي به حضور فرد سوم بود؟! علاوه برآن ، جريان درخواست مائده آسماني حواريين از حضرت عيسي ، به عنوان نشان تاييد حواريين از جانب خداوند در سوره مائده نشان مي دهد،انان فاقد قدرت اعجاز بودند والا نفس قدرت اعجاز، دليل برتاييد الهي بود و ديگر، درخواست معني نداشت: (مائده/112-113) .
علامه طباطبايي نيز سياق ايات را با مضمون روايات، بعضا نا سازگار مي بيند (طباطبايي،17 /83).
ذكر محتويات تابوت،خصو صا ، آثار نبوت، برخلاف سبك ايجاز گويي قرآن ، كه از ذكر امور مقطعي و منقطع از بعد ابدي قرآن ، احتراز شديد دارد، نشانگر موضوعيت ان براي جانشين پيامبران دارد و الا از ذكر ان پرهيز مي شد : (رك.نقي پورفر،281-288).
همانگونه كه در جريان مائده آسماني ، قرآن كريم از ذكر خصوصيات مائده ،خودداري مي كند ؛ چرا كه موضوعيت ديني ابدي ندارد.
ذكر حمل تابوت توسط ملائكه " تحمله الملائكه " غير عادي است؛ لذا اين تعبير هم نشانگر ارتباط و هم سخني جانشين پيامبر خدا، با ملائكه مي باشد؛ همانگونه كه در جريان ملائكه و حضرت ابراهيم، همسرش، ملائكه را بعنوان ملك ، مشاهده مي كند وبا هم گفتگو مي كنند؛ چرا كه عنوان مي شود : اين خانم از خاندان نبوت است كه شأني معنوي دارند ؛ و جريان معجزه در زندگي آنان، و ارتباطشان با ملائكه ، امري عادي است:
"قالوا أتعجبين من امر الله، رحمت الله و بركاته عليكم اهل البيت..." (هود/73)
در روايات نيز سيره طالوت، مورد استشهاد واقع شده است:
امير مؤمنان(عليه السلام)، در زمان خلافتش نسبت به تمرد معاويه، با استشهاد به آيات سيره طالوت(عليه السلام)، مي فرمايد:
" اي مردم، در اين آيات براي شما عبرتي است تا بدانيد كه خداوند خلافت ، وامر بعد از انبياء را در اعقاب انان قرار داد، و او طالوت برتري داد و بر امت مقدم نمود، به سبب اصطفا و برگزيدگي او، و فزوني در علم وجسم او؛ پس آيا مي يابيد كه خداوند بني اميه را بر بني هاشم به معنويت برگزيده باشد؟! و معاويه را بر من، در علم وجسم فزوني بخشيده باشد؟! :(حويزي،1/244-245):
"ايهاالناس، ان لكم في هذه الآيات عبرة لتعلموا ان الله جعل الخلافة و الامر من بعد الانبياء في اعقابهم، وانه فضل طالوت و قدمه علي الجماعة بإصطفائه اياه و زيادة بسطة في العلم والجسم، فهل يجدون الله اصطفي بني امية علي بني هاشم و زاد معاوية علي بسطة في العلم والجسم"
در حديثي ديگر، از امام رضا(عليه السلام)، از آثار نبوت، سلاح پيامبر اسلام (صل الله عليه و آله) ، در ميان مسلمانان، به منزله تابوت در ميان بني اسرائيل معرفي شده است كه از علامات جانشيني پيامبر خدا (صل الله عليه و آله) است:
"سئل ابوالحسن(ع)، الامام بأي شيء يعرف بعد الامام؟؛ قال إن للامام علامات... والسلاح فينا بمنزلة التابوت في بني اسرائيل، يدور مع الامام حيث كان"(صدوق،116-117).
2/4- مناظره پيرامون سيره طالوت (عليه السلام)
" پنج سال پيش ، در ايام سالگرد امام خميني(ره) ، مشاور رياست جمهوري يكي از كشور عربي جهت شركت در مراسم ،به تهران امده بود؛ وي كه استاد دانشگاه و حافظ كل قرآن بود ، از همتاي ايراني اش درخواست مذاكره اي غير رسمي در مسائل اعتقادي داشت ؛ بنده نيز در ان جمع ، جهت بحث ديني حضور يافتم ؛آن مشاور گفت: ما اهل سنت ، شما ايرانيان را در مسائل اجتماعي سياسي عالم اسلام ، انصافا ، روشنفكر و پيشتاز مي دانيم؛ با اين وجود ، نمي دانيم چرا در اعتقادات خرافي هستيد؟! ، لطفا در اين مورد ، توضيح دهيد!
من از او پرسيدم: شما به فرماييد: قصص قران در قران ، در س ديني به مسلمانان مي دهد ، يا اينكه نظر به اهل كتاب دارد؟ ؛ پاسخ داد: درس ديني به مسلمانان مي دهد.
پرسيدم: شما مي دانيد كه سيره انبياء و اولياء الهي ، از تولد تا رحلت بيان نشده است و خداوند گزينشي از سيره انان را ارائه مي دهد؛ وي تصديق كرد؛ پرسيدم: حال شما به فرماييد، علت اين گزينش چيست؟؛
او سكوت كرد؛ عرضه داشتم : ايا جز اين است كه مسلمانان، با مشكلاتي روبرو هستند، لذا خداوند با اين گزينشها در خصوص حل اين مشكلات، رهنمود هايي را ارائه مي دهد؛ با تاكيد پاسخ داد: بله، مطلب همين است كه شما مي فرماييد ؛ در اينجا از او پرسيدم : حال شما به فرماييد: ذكر سيره حضرت طالوت، براي حل چه معضلي از معضلا ت مسلمانان نازل شده است؟!
مشاور، سكوت كرد و پاسخ نداد در حاليكه حافظ كل قران بود و به موضوع اشراف داشت؛ عرض كردم : مگر موضوع جانشيني پيامبر نيست؟، گفت : بله ؛ پرسيدم : در انجا مي فرمايد : جانشيني پيامبر خدا، انتخابي است، يا انتصابي؟!؛ باز سكوت كرد ؛گفتم : مگر نمي فرمايد : انتصابي است و انتخابي نيست؟!
گفت : بله،بله ؛ پرسيدم : آيا معضل سقيفه را حل نمي كند؟!؛ با تحير وتعجب پاسخ داد: بله، بله، اگر اينگونه باشد ... ! ؛ وليكن، آخر چگونه ممكن است همه، اين چنين اشتباهي را مرتكب شده باشند...؟!
در ادامه ، به او ملاكهاي فوق در امر انتصاب تذكر داده شد؛ پس از مدتي جلسه پايان پذيرفت و ليكن هنوز بهت و حيرت ان مشا ور را رها نكرده بود!".
دكتر محمد تيجاني، مستبصر تونسي ، نيز ، از سيره طالوت(عليه السلام)؛ و شرائط جانشيني اش به حقانيت اماميه متوجه شده است و ان را به تنهايي در اثبات منطق شيعه كافي مي داند (تيجاني،157):
"فعليّ كان اعلم الصحابه و اشجعهم علي الاطلاق و ذلك باجماع الامة، وهذا وحده يكفي للدلالة علي احقيته(ع) للخلافة دون غيره، قال الله تعالي: وقال لهم نبيهم ان الله قدبعث لكم طالوت ملكا...ان الله اصطفيه عليكم و زاده بسطة في العلم و الجسم..."
3- تعداد جانشينان پيامبر(صل الله عليه و آله)
طبيعت ابدي قران ، نوعا از توجه به امور روزمره و گذرا ، ازجمله ذكر اعداد عرفي امتناع دارد ؛ لذا در قصه اصحاب كهف، عليرغم تلاش مردم در كشف تعداد انها ، قران كريم از ذكر صريح عدد خود داري كرده، ان را خارج از هدف ديني ، معرفي مي كند :
"سيقولون ثلاثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة سادسهم كلبهم...قل ربي اعلم بعدتهم مايعلمهم الا قليل فلاتمار فيهم الا مراء ظاهرا ولاتستفت فيهم منهم احدا" (كهف/22)
حكومت وجه ابدي قران كريم بر تارو پود ان باعث شده است كه نوعاً، قران از تعداد افراد خانواده و بستگان انبياء و دشمنان انبياء ، و عِدّه وعُدّه پيروان دو طرف و مدت عمر افراد سخني به ميان نمي آورد و با وسواس عجيبي از بيان اعداد و ارقام فاصله مي گيرد ، لذا حتي از بيان مدت دوران بعثت پيامبر اسلام ، وبيان مدت دوران مكي و مدني پيامبر(صل الله عليه و آله) ، پرهيز مي كند ! از اين رو، خصوصا ، هرگزقران از زمان حوادث و ظهور انبياء ، حتي پيامبر اسلام ، سخن نمي گويد! ؛ چراكه قيد زمان واعداد ، ناظر به اقتضاءات خاص دنيوي گذرا است و فاقد نقش ديني مي باشد ؛ لذا با وجه ابدي قران، تنافي شديد دارد.
با وجود اين ويژگي، با كمال تعجب ، قرآن كريم، در مواردي، برخلاف رويه و قاعده حاكم اش، از عدد بعضي از اشياء و اشخاص، گاه با اصرار و تاكيد سخن مي گويد .
اين استتثناء بر قاعده ، بدين معني است كه موضوع از دائره صرف اقتضاء زماني مكاني خاص ، خارج شده ، با ابديت دين، پيوندي خاص برقرار كرده است و نكته اي ديني را تذكر مي دهد.
يكي از اين موارد ، ذكر تعداد اسباط (قبائل) و نقباء(رؤساء) بني اسرائيل، و حتي تعداد چشمه هاي آنان است! كه دوازده سبط و نقيب و چشمه مي باشد و بر اين معني تاكيد مي كند ؛ بر خلاف جريان اصحاب كهف ، كه از بيان تعداد انها پرهيز دارد :
" وقطعناهم اثني عشر اسباطا امما..." (اعراف/160)
" و بعثنا منهم اثني عشر نقيبا..." (مائده/12)
" فانفجرت منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل اناس مشربهم، كلوا و اشربوا من رزق الله و لا تعثوا في الارض مفسدين" (بقره/60)
" فانبجست منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل اناس مشربهم و... " (اعراف/160)
با وجود انكه به نظر ابتدايي، دانستن تعداد اصحاب كهف كه از اولياء الهي بودند ، اهميتش بيش از عدد قبائل و چشمه هاي بني اسرائيل نافرمان و عصيانگر باشد، چرا از ذكر ان إبا دارد وليكن بر عدد متعلقات بني اسرائيل اصرار مي ورزد؛ طبعا ويژگي هدايتگري تارو پود قران ، نقش ديني اين عدد ، وعدم ان ، در قصه اصحاب كهف را تذكر مي دهد ؛ همانگونه كه محتويات قران ، همه ، درمان درد ها و مشكلات جامعه مسلمانان، بالخصوص، و جامعه بشري را بالعموم، بر عهده دارد:
" و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين... "(اسراء/82)
حال با دقت در سياق آيات خصوصا ايه12 سوره مائده و روايات ذيل ان ببينيم مقصود چيست:
3/1- 12نقيب
" ولقد اخذنا ميثاق بني اسرائيل و بعثنا منهم اثني عشر نقيبا" (مائده/12)
"نقيب"كسي است كه سرپرستي آگاه به احوال و اسرار جامعه است و از حسن انجام تعهدات ديني مراقبت مي نمايد : (رك.راغب اصفهاني ، 503 ؛ زمخشري ،1/615)
روشن است كه اين معني نقيب، از ايه شريفه نيز كه ميان التزام به تعهدات ديني و رهبري نقباء ، رابطه مستقيمي بر قرار كرده است به خوبي ، مستفاد است.
سيوطي از بن عباس نقل مي كند كه نقباء سمت وزارت حضرت موسي را بر عهده داشتند ؛ سپس به مقام نبوت رسيدند:
"إنهم كانوا وزراء و صاروا انبياء بعد ذلك"(سيوطي،3/40)
ذكر 12 نقيب، نيز، به غرض اموزش نكته اي مهم در امر رهبري جامعه مسلمانان است:
" احمد بن حنبل در مسند خود از مسروق نقل مي كند:از ابن مسعود پرسيدم: چند نفر بر اين امت ، حكومت خواهند كرد؟ پاسخ داد: ما همين سؤال را از پيامبر(صل الله عليه و آله) داشتيم فرمودند: 12 نفر، همچون تعداد نقباء بني اسرائيل:...لقد سئلنا رسول الله(ص) فقال: اثني عشر كعدة نقباء بني اسرائيل"(احمد بن حنبل،1/398)
نظير همين حديث از ابن عساكر، از ابن مسعود نقل شده است(سيوطي،3/40)
ملاحظه مي شود: روايات فراوان ، ديني بودن عدد 12 را تأكيد مي كنند كه ناظر به تعداد جانشينان پيامبر اسلام در ميان امت اسلام است.
از طرق ديگر ، علاوه بر تعداد، قرشي بودن خلفاء پيامبر(صل الله عليه و آله) تأكيد مي شود:
"يكون من بعدي اثني عشر خليفة كلهم من قريش"(فيروزآبادي،2 / 25)
تعين دو تن از 12 خليفه ، و هاشمي بودن انان، متفق ميان جميع فرق مسلمانان است:
الف- امير مؤمنان(عليه السلام) كه جزء چهار نفر بعد از پيامبر (صل الله عليه و آله)، قرار دارد.
امام زمان(عج الله تعالي فرجه) كه آخرين خليفه پيامبر(صل الله عليه و آله)، بلكه خليفه خدا (مظهر اتم و اكمل اسماء و صفات الهي) است:
" المهدي منا اهل البيت"(بن ماجه،932)
" المهدي من ولد فاطمه"(همو،همان)
" فإنه خليفة الله ،المهدي "(همو،همان)
جميع فرق مسلمين، جز اماميه ،تا كنون، در تعيين و تكميل 10 نفر ديگر، مبتني بر ملاكات قرآني مذكور همچون در سيره طالوت (عليه السلام) ، و حتي حداقل ملاكات عقلي در نزد بشر، و حتي مبتني بر روايات معتبر در نزد خود، عاجز مانده اند! (عبد العظيم البستوي،332-337 ) ؛ واين، تنها، شيعه اماميه است كه فهرست كامل 12 خليفه الهي و جانشين پيامبر اسلام را مبتني بر ملاكات قطعي قرآن و روايات قطعي(همچون حديث متواتر ثقلين) و روايات معتبر، ارائه داده است كه همگي اهل بيت نبوت و عصمت و طهارت هستند.
اين دوازده نفر، در نزد اهل سنت نيز، به عنوان علماي اكبر اسلام ، مورد قبول مي باشند؛ همانگونه كه فخر رازي به شأن بعضي از ائمة (عليه السلام) اعتراف مي كند:
" ومن اقتدي في دينه بعلي بن ابي طالب فقد اهتدي، والدليل عليه، قوله عليه السلام : اللهم ادر الحق مع علي حيث دار" (فخر رازي،1 /205)
" من اتخذ علياَ اماما لدينه فقد استمسك بالعروة الوثقي في دينه و نفسه !" (همو،1/207)
"فانظر كم قتل من اهل البيت ، ثم العالم ممتلئ منهم و لم يبق من بني امية في الدنيا احد يعبأ به، ثم انظر كم كان فيهم من الاكابر من العلماء كالباقر و الصادق و الكاظم و الرضا عليهم السلام..."(همو،32 /124)
شأن حسنين(عليهما السلام) ، بعنوان "سيدا شباب اهل الجنة" در روايات فريقين ،قريب به تواتر وبي نياز از توصيف است؛ عضدالدين ايجي در اين مورد در" المواقف "مي گويد :
"هذا مما لاشبهة في صحته"(ايجي، 3/638)
روشن است كه وجه تنظير خلفاي پيامبر اسلام ، به نقباء بني اسرائيل، صرفا از باب تعداد و شأن الهي است؛ والا، نقباء در عرض يكديگر رهبران امت يهود بودند؛ حال آنكه ،خلفاي پيامبر اسلام در طول يكديگر، مسؤليت رهبري الهي امت اسلام را بر عهده دارند و هر زمان از عمر امت اسلا م صرفا يك امام زمان دارد كه بايستي امت اورا بشناسند و از او تبعيت كنند والا به مرگ جاهلي خواهند مرد!:
"من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية"(تفتازاني،2/273)
3/2- 12سبط
" وقطعناهم اثنتي عشرة اسباطا امما..." (اعراف/160)
"اسباط"، جمع" سبط "، در اصل، به فرزندان اولاد ، اطلاق مي شود : (راغب اصفهاني،227 )؛ و در توسعه ، به قبائلي خويشاوند اطلاق مي شود كه به جد واحدي منتسب مي با شند. (طبرسي،4/607)؛
اين واژه در قران كريم ، 5 بار به كار رفته است؛ معني فوق ، ناظر به همين ايه فوق است كه هر يك از اسباط 12 گانه را به عنوان يك امت معرفي مي كند كه قبل از ظهور حضرت موسي ، تعين يافته اند .
در 4 كاربرد ديگر، به يكسان ، با تعين خاص" الاسباط " ، به عنوان انبياء الهي حد فاصل حضرت يعقوب و حضرت موسي ، معرفي شده اند:
"...و ما انزل الي ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتي موسي و ..."(بقره/136)
"ام تقولون ان ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط كانوا هودا او نصاري..."(بقره/140)
"...و ما انزل علي ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و الاسباط وما اوتي موسي و ... " (ال عمران/84)
"...و اوحينا الي ابراهيم و اسماعيل واسحق و يعقوب و الاسباط و عيسي..."(نساء/163)
با لحاظ دو دسته ايات ، معلوم مي شود : " الاسباط " ، پيامبران و رهبران معصوم اين اسباط 12گانه بودند؛ كه ظاهرا هرامتي يك پيامبر داشته است : ( مكارم 1/470 و4/215).
تذكر الهي به امت اسلام ، باتاكيد روايت ابن مسعود، نسبت به تعداد جانشينان، و رابطه خويشاوندي اين رهبران الهي معصوم با يگديگر و با حضرت يعقوب، ، گوياي تنبه به عصمت و نسبت خويشاوندي 12جانشين پيامبر اسلام با يكديگر و با پيامبر اسلام مي باشد.
حال ، بار ديگر ، به قران عنايت كنيم، خويشاوندان نزد يك ومعصوم پيامبر اسلام كيانند؟.
آيه تطهير ، پاسخ قاطع اين سؤال است كه اين، صرفا، اهل البيت ، خاندان نبوت اسلام اند كه ازعصمت و طهارت الهي ، برخوردارند:
"إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا" (احزاب/33)
3/3- 12چشمه
" وقطعناهم اثنتي عشرة اسباطا امما و اوحينا الي موسي إذ استسقيه قومه أن إضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل اناس مشربهم و... " (اعراف/160)
" وإذ استسقي موسي لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل اناس مشربهم، كلوا و اشربوا من رزق الله و لا تعثوا في الارض مفسدين" (بقره/60)
از آيات فوق معلوم مي شود:
اولا، اين چشمه ها به اعجاز پديد آمده اند.
ثانيا؛ هر گروهي چشمه اي متعين دارند.
ثالثا ؛ هر گروه بايستي چشمه خويش را بشناسند و از ان بهره مند شوند.
رابعا؛ اين تفكيك و تعين، زمينه مصرف صحيح نعمتهاي الهي را فراهم كرده، انان را از فساد و سركشي باز مي دارد.
در آيه سوره اعراف ، تثبيت جريان 12 سبط ، كه قبل از حضرت موسي شكل گرفته است، همچون مقدمه بحث از جريان 12چشمه قرار گرفته است؛ مباحث گذشته نشان داد كه رهنمود اسلامي اين ايات پيرامون شئونات جانشينان پيامبر اسلام است ؛ حال ببينيم غرض ديني از تذكر به 12چشمه ، براي امت اسلام، چيست؟
آب، در طبيعت محسوس ، مايه حيات هر موجود ذي حياتي است: (طباطبايي ،14/305؛ طبرسي 7/72) :
" و جعلنا من الماء كل شِيء حي" (انبياء/30)
در سوره رعد ، اعتقاد حق، به آب باران تشبيه شده است:
" و أنزل من السماء ماء...كذلك يضرب الله الحق و..."(رعد/17)؛
و در سوره انفال ، محتواي دعوت خدا و رسول خدا را عامل حيات معنوي معرفي مي كند :
" يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم..." (انفال/24)
پس وجود پيامبر خدا ، چشمه سار معارف الهي است كه تشنگان حقيقت را سيراب مي نمايد.
در سوره انسان ، اهل بيت(عليهم السلام)، بعنوان عبا د خدا، باعث وباني چشمه الهي در بهشت ، معرفي شده اند:
"عينا يشرب بها عبادالله يفجرونها تفجيرا" (انسان/6)
اين ويژگي، طبعا ، بر اساس اصل تجسم اعمال ، و به بيان امير مؤمنان (عليه السلام) در نهج البلاغه ، تجلي شخصيت و عملكرد دنيوي آنان است كه وجودشان حريم علم و ارزشهاي الهي است و مسؤليت الهي حفاظت و پاسداري از آن ، بر عهده اشان گذاشته شده است و انان نيز در نظر و عمل، به حفاظت و صيانت ان اشتغال دارند و از چشمه سار وجودشان ، چشمه هاي معنوي دين خدا را در ميان بندگان خدا جاري مي كنند:
" و اعلموا ان عبادالله المستحفظين علمه يصونون مصونه و يفجرون عيونه..." (سيد رضي، خ214/331)
پس ، اينان ، مرجعيت دين خدا را برعهده دارند و اين مرجعيت از عصمت الهي برخوردار است؛ همانگونه كه مدلول مطابقي ايه تطهير بر اين عصمت تاكيد دارد ؛ و با لحاظ آيه مس "لا يمسه الا المطهرون" ، اين مرجعيت معصومانه تفسير قران ، روشن مي گردد.
بنا براين، غرض ديني ازذكر 12 چشمه بني اسرائيل، به امت اسلام ، اولا؛ معرفي مرجعيت ديني جانشينان پيامبر اسلام، در طول تاريخ مسلمين مي باشد.
ثانيا ؛ هر زمان را، امام و جانشين معيني است كه بايستي امت او را بشناسند والتزام به امامتش را بر عهده بگيرند.
تنظير رهنمود مكرر" قد علم كل اناس مشربهم "، براي امت اسلام همان حديث متفق ميان فريقين "من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية " است كه عدم معرفت به امام زمان را موجب مرگ جاهلي معرفي مي كند؛ وبالعكس، معرفت والتزام به امام زمان، حيات معنوي راموجب مي شود.
"امام" در نقل رايج اهل سنت، همچون
"من مات و ليس له امام مات ميتة جاهلية"(ابن حبان،10/434)
"من مات من غير امام جماعة مات ميتة جاهلية"(طبراني،12/337)، نوعا، نكره امده است كه گويا امامت هر حاكم مسلطي و لو ظالم را توجيه مي كند و نوعا ، اهل سنت بر اساس اين تفسير از اين روايات كه كثرت نيز، دارد، مشروعيت و ضرورت اطاعت از حاكمان ظالم به ظاهر مسلمان را مطرح مي نمايند.
اولا؛نقل تفتازاني موافق اماميه"امام زمانه " است(تفتازاني،2/273)
ثانيا؛ تظاهر به مسلماني ، مانع از حكم مجرميت و مجازات نيست:
" ليس بأمانيكم ولا أماني أهل الكتاب من يعمل سوء يجز به و لا يجد له من دون الله وليا و لا نصيرا" (نساء/123)
ثالثا ؛اطاعت از تبهكاران در منطق قرآني ، حرمت شرعي دارد:
"ولا تطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون في الارض و لا يصلحون" (شعراء/151-152)
رابعا ؛ پذيرش حكميت انان نيز حرام است :
"الم تر الي الذين يزعمون انهم آمنوا بما انزل اليك و ما انزل من قبلك، يريدون ان يتحاكموا الي الطاغوت و قد امروا ان يكفروا به..."(نساء/60)
خامسا ؛ هر كس با امام خويش محشور مي شود؛ لذا امامت تبهكاران پيروان را نيز به ورطه اتش دوزخ مي كشاند ! :
" يوم ندعوا كل اناس بامامهم " (اسراء/71)
" و اتبعوا امر فرعون و ما امر فرعون برشيد ؛ يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار فبئس الورد المورود" (هود/97-98)
سادسا ؛ با روايا ت ديگر اهل سنت در همين باب، متعارض است: ازجمله رواياتي كه مي گويد :" هركس با بغض به امير مؤمنان(عليه السلام) بميرد به مرگ جاهليت مرده است"؛ و" هركه زير پرچم ضلالت وكوري كه به عصبيت قومي غضب مي كند و به عصبيت دعوت مي كند، بجنگد پس بميرد ، به مرگ جا هليت مرده است":
"... من مات وهو يبغضك يا علي مات ميتة جاهلية"(هيثمي،9/122)
"... و من قاتل تحت راية عمية يغضب لعصبية و يدعوا لعصبية فمات مات ميتة جاهلية" (ابن راهويه ، 1/192)
سابعا ؛ به جهت تعارض قراني و روايي فوق با برداشت رايج اهل سنت ، امثال ابو حاتم بستي، بن حبان، از علماي برجسته اهل سنت(م354 ه. ق.)، ناچار به تصحيح برداشت رايج مي پردازد كه: " مقصود از سخن پيامبر اسلام (صل الله عليه و آله) ، اين است كه هركه بميرد در حاليكه اعتقاد ندارد او را امامي است كه مردم را به طاعت خدا دعوت مي كند - به گونه اي كه ، در حوادث و بلاءها ي اجتماعي ، قوام و پايداري اسلام به او(اين امام) وابسته است- و در عين حال به انقياد و تبعيت از كسي كه ويژگي امامي را كه توصيف كرديم ندارد، قانع باشد، به مرگ جاهليت مرده است" (ابن حبان،10/434):
"قوله(ص):...مات ميتةالجاهلية ، معناه :مات ولم يعتقد ان له اماما يدعوا الناس الي طاعة الله حتي يكون قوام الاسلام به عند الحوادث و النوازل ، مقتنعا الانقياد علي من ليس نعته ما وصفناه ، مات ميتة الجاهلية"
در تكميل مطلب ، ابوحاتم مي گويد:
" ظاهرا روايت بدين معني است كه : هركه بميرد و او را امامي نباشد كه با ان امام ، پيامبرخدا(صل الله عليه و آله) را اراده كند (بواسطه امام، به سنت پيامبر خدا دسترسي پيدا كند)، به مرگ جاهليت مرده است؛ چرا كه امام (اصلي) اهل زمين پيامبر خدا(صل الله عليه و آله) است؛ پس هركه به چنين امامي(كه به پيامبر دعوت كند) معتقد نباشد، يا اينكه به امامي ديگر، غير از او معتقد باشد در حاليكه سخن امام ديگر را بر سخن پيامبر اسلام ترجيح دهد، سپس بميرد ، به مرگ جاهليت مرده است" : ( همو، همان) :
"ظاهر الخبر ، ان من مات و ليس له امام يريد به النبي(ص) مات ميتة الجاهلية، لان امام اهل الارض في الدنيا، رسول الله(ص)، فمن لم يعلم امامته او اعتقد اماما غيره مؤثرا قوله علي قوله(ص)، ثم مات مات ميتة جاهلية"
پس مقصود از "امام" ، امامت الهي برحق در هر زمان است كه به عنوان جانشين پيامبر اسلام، شرعا، همچون ايمان به انبياءالهي و نبوت پيامبر اسلام ، متعلق معرفت و ايمان امت اسلام و جزء اصول اعتقادات است؛ والا سرنوشت مرگ جاهلي در انتظار است.
• بحثي پيرامون مفهوم عدد درقرآن
در قرآن كريم برخلاف طبيعتش همچون موضوع فوق، در مواردي با تاكيد، از عدد اشياء و موضوعاتي خبر داده است.
اين موارد به پنج دسته تقسيم مي شوند:
1- موضوعات شرعي:
"فمن لم يجد فصيام ثلاثةأيام في الحج و سبعة إذا رجعتم تلك عشرة كاملة"(بقره/196)
" ولقد آتيناك سبعا من المثاني و القرآن العظيم"(حجر/87)
"و واعد نا موسي ثلاثين ليلة و أتممناها بعشر..."(اعراف/140)
2- موضوعات تكويني:
"الله الذي خلق سبع سموات ومن الأرض مثلهن..." (طلاق/12)
"إن ربكم الله الذي خلق السموات والأرض في ستة أيام"(اعراف/54)
"إن عدة الشهور عند الله اثني عشر شهرا في كتاب الله.."(توبه/26)
"لها سبعة ابواب ل
منزلت جانشينان پيامبر اسلام در قصص قرآن
منزلت جانشينان پيامبر اسلام در قصص قرآن

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


ركوردشكني مركز پخت غذاي حجاج ايراني

آشپزخانه‌ مركزي حجاج ايراني در مكه‌ با پخت بيش از 3 ميليون پرس غذا در طول ايام حج تمتع، ركورد سال پيش را شكست.

به گزارش خبرگزاري فارس به مكه‌ مكرمه نماينده‌ ولي فقيه در امور حج و زيارت به همراه رئيس سازمان حج و زيارت در بازديد از آشپزخانه‌ صنعتي ابوالجدائل در جريان مراحل مختلف آماده‌سازي و طبخ مواد غذايي براي زائران ايراني قرار گرفتند.

به گفته‌ مسئولان اين آشپزخانه، هر روز و در هر وعده‌ غذايي، نزديك به 75 هزار پرس غذا براي 404 كاروان حجاج ايراني طبخ و ارسال مي‌شود.

تمام دستگاه‌هاي اين آشپزخانه‌ صنعتي از ايران وارد شده است و بيشتر مراحل آماده‌سازي و پخت غذا به ‌ويژه انواع كباب و مرغ بدون دخالت مستقيم دست انجام مي‌شود.

حجت الاسلام والمسلمين سيدعلي قاضي‌ عسكر در اين بازديد ضمن گفتگو با عوامل و دست‌اندركاران تهيه‌ غذا براي حجاج ايراني به نامگذاري سال 89 به نام همت مضاعف و كار مضاعف اشاره نمود و از تلاش‌ تمام كاركنان مركز تهيه‌ غذاي ابوالجدائل تقدير كرد.

وي همچنين دستور بازسازي كف و سطوح سالن‌هاي پخت غذا براي رعايت هرچه بيشتر بهداشت را صادر كرد.

در ادامه سرپرست حجاج ايراني از آمادگاه غذاي قحطاني (محل پخت غذاي زائران ايراني) نيز بازديد كرد.

به گفته‌ مسئولان اين مركز، روزانه براي هر وعده‌ غذايي 38 هزار پرس غذا به كاروان‌هاي ايراني تحويل داده مي‌شود.

بازديد از سالن‌هاي پخت برنج، خورشت و غذاهاي رژيمي و همچنين بخش نگهداري خشكبار و سردخانه‌ مواد پروتئيني و گفتگو با برخي عوامل دست‌اندركار اين مركز از ديگر بخش‌هاي اين برنامه بود.

ركوردشكني مركز پخت غذاي حجاج ايراني
ركوردشكني مركز پخت غذاي حجاج ايراني

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


باز هم زلزله‌ كرمان را لرزاند

زلزله‌اي به بزرگاي 4 ريشتر بامداد امروز منطقه خانوك استان كرمان را لرزاند.

به گزارش خبرگزاري فارس، زلزله‌اي به بزرگاي 4 ريشتر در ساعت 4 و 8 دقيقه بامداد امروز چهارشنبه 3 آذر منطقه خانوك استان كرمان را لرزاند.

اين زلزله در موقعيت جغرافيايي 30.83 درجه شمالي و 56.76 درجه شرقي و در عمق يك كيلومتري زمين اتفاق افتاده است.

اين زمين‌لرزه در فاصله 13 كيلومتري خانوك، 19 كيلومتري هجدك و 20 كيلومتري زرند استان كرمان رخ داده است.

باز هم زلزله‌ كرمان را لرزاند
باز هم زلزله‌ كرمان را لرزاند

ادامه متن...

authorنوشته سعيد احترامي  date۳ ارديبهشت ۱۳۹۲comment نظرات (0)   موضوع:


linkdooni آخرین مطالب

۱ ] [ ۲ ]
CopyRight ? 2006 - 2008 , ahangma.zaminblog.com - Persian Mobile Portal , All Rights Reserved
Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | Email | Valid CSS3 | zaminblog
Powered By zaminblog | Designed By sampletheme
آموزش نماکاری روی کوزه
ست کامل طراحی ناخن
بند کفش نورانی نئون
نرم افزار آناتومی بدن انسان